حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2536
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
وجود داشته ، كه ما نميدانيم . بنابراين اوّل بايد ديد ، كه علل انقراض را از چه ميدانند . بعضى گويند ، هر قومى ، كه رياست داشته از تابع شدن بقومى ديگر تنفّر دارد و منتظر فرصت است ، تا رشتهء تابعيّت را پاره كند ، در اينمورد هم بعض اقوام ايران مانند پارسيها و ماديها و گرگانيها و غيره همين وضع را نسبت بپارتيها داشتهاند ، تا آنكه در اين زمان از اطاعت آنها خارج شدهاند و در اين واقعه قوم پارسى پيش قدم بوده . اين نظر مسئله را حلّ نميكند ، زيرا دولت پارت چهارصد و هفتاد و پنج سال پاينده بوده و در اين مدّت مديد ، كه چند قرن طول كشيد ، چرا اقوام ديگر ايرانى نتوانستند بر پارتيها غالب آيند . برخى عقيده دارند ، كه حكومت پارتيها نسبت باقوام و اهالى ايران سخت و متعدّى بوده و به همين جهت مورد تنفّر واقع شده . اين عقيده را هم نميتوان پذيرفت ، زيرا اوّلا در عهد قديم حكومتها هميشه سخت بودهاند ، چنان كه نه فقط در تاريخ ايران ، بل در تاريخ ساير ملل ، نظائر دولتهاى سخت را مىيابيم . ظلم و تعدّى نسبت بملل تابعه صفحات تاريخ را پر كرده است ، رفتار سرداران رومى در ممالك مفتوحه يا ولات روم در ايالات تابعه بهترين دليل اين نظر است و ، حال آنكه موقع براى ذكر مواردى بسيار در باب رومىها بدست نيامد ، ديگر اينكه در تاريخ پارت نمىيابيم ، كه پارتيها بيش از ساير حكومتها تعدّياتى نسبت بمردمان تابع خود روا داشته باشند . اگر شورشيان را سخت مجازات ميدادند ، اين كارى بود ، كه همه ميكردند ، به عكس در دولت پارت ميبينيم ، هر مملكتى از ايران پادشاهى از خود دارد ، كه دستنشاندهء شاهان اشكانى است و حقوق و تكاليف چنين پادشاه عملا معلوم است . بعض آنها ، چنان كه در جاى خود بيايد ، ميبايست باجى بدهند و قشونى در موقع جنگ بتقاضاى شاه اشكانى بفرستند ، برخى فقط بفرستادن قشون اكتفاء ميكردند . بنابراين پادشاهان مزبور در امور داخلى مملكتشان بكلّى مختار بودند و شاهان اشكانى دخالتى در اين امور نداشتند . در اين صورت ممكن نبود شاهان اشكانى با قاطبهء مردم طرف باشند ، تا ظلم و تعدّى كنند و اگر نسبت بپادشاهان دستنشانده سخت بودند ، آن هم در مواردى بود ، كه پادشاهان مزبور